نميدانم شما تا حالا به سراي سالمندان كهريزك سري زده ايد يا نه.جاي شما خالي طي هفته گذشته فرصت و سعادتي نصيب من شد تا دوبار به آنجا بروم. بار اول از روي رودروايسي با دوستانم رفتم چون در ماه رمضان آدم ترجيح ميدهد روز تعطيل را در منزل به استراحت بپردازد تااينكه به گشت و گذار برود. و بار دوم به اتفاق خانواده ولي نه از روي رودروايسي بلكه با ميل باطني و برنامه ريزي قبلي.به هر حال دستاورد سفر به كهريزك  يكي بود و آن هم درس گرفتن از زندگي. به محض اينكه وارد سراي سالمندان شديم و نگاهم به نگاه خيره شده پدران و مادران منتظر به در افتاد گويا به ديدار پدر و مادر خودم رفته بودم در نگاه اول واقعا شرمنده رفتار خودم شدم كه چرا اين گوهر هاي ناب زندگي را اينجا بايد ملاقات كنم.مگر اين پيامبر دين ما نيست كه ميگويد بهشت خداوند زير پاي مادران است ؟پس اين مادران اينجا چه ميكنند؟اين پدران چرا بعد از عمري تلاش و دلسوزي عاشقانه براي فرزندانشان الان بايد در اين برزخ سرا باشند؟كهريزك زندانيست كه خلاصي از آنجا زماني اتفاق مي افتد كه يا فرزندان بر سر عقل و عاطفه آيند يا اينكه ملك الموت پاي ويزاي آخرت اين پدران و مادران را  امضا كند.و اين بدترين حسي است كه به من دست داد. به راستي چرا ما اينگونه هستيم؟اين را قبول دارم كه بعضي از اين عزيزان كه اينجا هستند يا اصلا فرزند و فك و فاميلي ندارند و يا اينكه فرزندان و خانواده شان واقعا شرايط لازم براي نگهداري و سرپرستي اين عزيزان را ندارند و ديگر چاره اي نيست ولي اين موضوع در مورد عده كمي از اينها صدق ميكند در موارد بسيار متاسفانه نه شرايط مالي و امكانات زندگي ، بلكه بي عاطفگي و غرور و بي معرفتي عامل اصلي ميباشد.براستي ما به كجا ميرويم؟ مگر دين ما و پيامبر ما اين همه نسبت به رعايت حقوق والدين به ما سفارش نكرده اند ؟اصلا گيريم كه مسلمان هم نباشيم ، انسان كه هستيم .قدرداني كردن و پاسخ خوبي را با خوبي دادن در  مرام هر  انساني وجود دارد .بياييم حداقل چيزي را امروز بكاريم كه در پيري انتظار درو كردن آن را داريم.خداوند به همه ما عاقبت به خيري بدهد. انشاء الله.موفق باشيد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور ۱۳۸۹ساعت   توسط مسول وبلاگ  |