|
امسال فرصت مغتنمي به وجود آمد تا تعطيلات نوروز را در مناطق عملياتي جنوب سپري كنم. در سنوات قبل علي رغم ميل شديدي كه داشتم اين امكان فراهم نشده بود و يا بهتر بگويم سعادت اين كار نصيبم نشده بود .اما خوشبختانه امسال با مساعدت دوست عزيزم آقاي حاج كريميان اين امكان به وجود آمد كه از اين بابت خدا را شاكرم.يكي از مكانهايي كه شديدا مرا تحت تاثير قرار داد كربلاي فكه بود. فكه به معني واقعي كلمه قطعه اي از دشت پر مصيبت كربلاست. در روضه ها زياد از تشنگي و عطش آل البيت شنيده بودم ولي هرگز نشنيدم كه كودكي از تشنگي جان داده باشد ؛ ولي در اين سرزمين ياوران حسين زمان خميني عزيز از تشنگي جان دادند.گروه تفحص در جستجوهاي خود يك سيم تلفن صحرايي را رديابي ميكنند و در اين رديابي با حفاري انجام شده ميبينند كه اين سيم به استخوان دست يك شهيد بسته شده و در ادامه بازهم استخوان دستي ديگر . به همين ترتيب ميبينند كه بيش از دويست استخوان دست به وسيله همين سيم به هم بسته شده است و در ميابند كه اين شهدا با سيم به همديگر بسته شده و در كمال قساوت و بيرحمي زنده به گور شده اند. اگر اينها قبلا شهيد شده بودند كه لازم نبود دستهايشان را با سيم به همديگر ببندند.از اين صحنه هاي دردناك زياد ديده و شنيده شد. نكته جالب ديگر براي من اين بود كه زائرين مناطق جنگي نه به عنوان گردشگر كه به عنوان زائر به اين مناطق ميآيند .به راستي كه اينجا زيارتگاه شهداست. شهداي مظلومي كه همه هستي خود را در راه حفظ اسلام و ميهن اسلامي در طبق اخلاص گذاشتند. بياييم اينها را بشناسيم و به فرزندان خود بشناسانيم. اينها آيينه تمام نماي شهامت و شجاعت و در عين حال مظلوميت هستند. . ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۸۹ساعت   توسط مسول وبلاگ
|
|