بالاخره انتخابات هیات رییسه مجلس خبرگان انجام شد تا خیال بعضی از کوته فکرانی که تمام هم و غم آنان سلب ریاست این مجلس از آیت الله هاشمی رفسنجانی  بود راحت گردد. این دسته از افراد نشان دادند که  بر خلاف ادعای خود که داعیه بصیرت و روشنفکری دارند ؛ تا چه حد از  فقدان نعمت بصیرت  رنج میبرند. آنان به زعم خود فکر میکردند که حفظ ریاست مجلس تشریفاتی خبرگان اولویت اساسی و استراتژیک آقای هاشمی بوده و حاضر است به خاطر آن تن به هر کاری بدهد ولی غافل از این هستند که شخصیتی که به اذعان تمامی بزرگان نظام و امام خمینی (ره ) و مقام معظم رهبری بیشترین خدمات و فداکاریها را برای به ثمر رسیدن این انقلاب انجام داده هرگز حاضر نمیشود کوچکترین خدشه ای به حیثیت این نظام وارد شده و حتی چنانچه تشخیص بدهند که نبود شان باعث حفظ بهتر نظام میشود ؛ هرگز لحظه ای در رفتن درنگ نمیکنند.

آری اینجاست که معنی و مفهوم انقلابی گری بیشتر نمود پیدا میکند. حکایت عدم کاندیداتوری آیت الله هاشمی رفسنجانی بی تشبیه با داستان آن دو زنی که ادعای مالکیت فرزندی را داشتند نیست .در داستانها آمده است که دو زن همزمان ادعای این را داشتند که یک نوزاد متعلق به ایشان است. جریان امر را به نزد قاضی بردند و قاضی زیرک با مشاهده تمامی شواهد  نتوانست تشخیص دهد که حق با کدامیک از زنان است به همین لحاظ آخرین تیر  سیاست خود را برای اینکه بفهمد صاحب اصلی بچه کیست در کمان گذاشت و حکمی به این مضمون صادر کرد که چون نتوانسته صاحب اصلی بچه را تشخیص بدهد بنابراین بچه را از وسط به دو نیم کرده و هر نیم را به یکی از آنان بدهند.  در این بین یکی از زنان با شنیدن این حکم بلافاصله از شکایت خود صرف نظر کرده و حاضر به شقه شدن بچه نشد. و قاضی  زیرک نیز بلافاصله حکم داد که صاحب بچه همین زن است.

آری این مقامها و مناصب برای شخصیتهای بزرگی مثل آیت الله هاشمی نه تنها جذابیتی ندارد بلکه تا آنجاییکه احساس تکلیف شرعی نکنند برایشان مرجح تر این است که از پذیرش آنها شانه خالی کنند. همانگونه که جناب مهندس موسوی بارها در مقابل این سوال خناسان که میگفتند در این مدت بیست ساله شما کجا بودید فرمودند اگر میدیدم که اوضاع اداره کشور بر مدار همان بیست سال میچرخد الان هم احساس تکلیف بر آمدن نمیکردم ، چون معتقد بودم که من تکلیف خود را ادا کرده و میدان باید برای سایرین باز باشد تا همه خدمت کنند.

علی هذا بنده امیدوارم که جنجالهای پیرامون این موضوع فروکش کرده تا در فضایی آرام و بدور از تنشهای مصنوعی فضا و مسیر برای خدمت گزاری بیشتر مسولین فراهم شود و مردم هم با وحدت و یکدلی در مسیر پیشرفت و سازندگی میهن عزیزمان  از هیچ کوششی فروگذار نکنند و این مطلب را باید آویزه گوشمان کنیم که آینده درخشان فرزندانمان در گرو کوشش و تلاش امروز ماست.

سبز باشی تا ابد ایران من       خاک پاکت سرمه چشمان من

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۹ساعت   توسط مسول وبلاگ  |